آیا عربستان با ایران وارد جنگ می‌شود؟
20 آبان 96 - 00:05

گیلان آنلاین: در چنین فضایی تصمیم ترامپ بستگی به میزان دلارهای سعودی دارد و اسراییل نیز از هر تلاشی برای کاستن قدرت ایران استفاده می کند. با این وجود عربستان برای جبران شکست های پیشین همزمان چند سناریو را دنبال می کند...

 

 

 

گیلان آنلاین: از ابتدا مشخص بود که داعش نمی تواند در آن شکل و شمایل و با حذف مرزهای ملی در منطقه و جدا کردن خاک، موجودیت خود را تداوم ببخشد. به هر جهت در فضای کنونی نظام بین الملل، داعش نمی توانست به زیست سیاسی خود ادامه دهد زیرا حتی اگر بر هر مبنایی «دولت» تشکیل می داد در دو سطخ نیاز به مشروعیت داشت:‌ 1. مردمی و داخلی 2. بین المللی. کاملا مشخص بود که در هر دو شکست می خورد. زیرا مردمی را که به زور تحت سلطه گرفته بود، نمی توانستند موجودیت داعش را قبول داشته باشند و تنها برای مدتی مجبور به سکوت بودند تا زمان بخرند. در سطح بین الملل نیز هیچ کشوری نمی توانست موجودیت آن را به رسمیت بشناسد و مشروعیت بین المللی به آن بدهد. اگر چه برخی از کشورها تمایل به این مسئله داشتند اما نمی توانستند آبروی سیاسی خود را پای توحش داعش بریزند.

در ادامه بحران خاورمیانه که در چند سال اخیر در سوریه خلاصه شده بود،‌ دو ائتلاف شکل گرفت که هر دو علیه داعش وارد جنگ شدند، دست‌کم معلوم بود که چنین نمایشی در حال اجرا است. 1. ائتلاف غربی با مرکزیت امریکا که متحدان منطقه ای مانند عربستان سعودی را به همراه داشت و 2. ائتلاف غیرغربی یا شرقی یا بیان بهتر منطقه ای که روسیه را به همراه داشت و ایران بار سنگینی از آن را به دوش می کشید.
در این میان هر ائتلافی پیروز میدان می شد و به حذف داعش می پرداخت توازن منطقه ای را به نفع خود تغییر می داد. این توازن به نفع مقاومت و ائتلاف شرقی – منطقه ای تغییر کرد و ائتلاف غرب بازنده میدان شد. این مهمترین دلیلی است که امریکا (غرب) و عربستان نوک پیکان را به سمت تهران، برجام، موشک ایرانی، سپاه و ... چرخانده است. این توازن قوا که با حذف جغرافیایی داعش و باخت ائتلاف غربی و عربستان سعودی در منطقه همراه بود، سبب ساز فشار بیشتر در خصوص برجام و سپاه شده است. یعنی سپردن برجام به کنگره امریکا و فشار بر تسلیحات ایران معلول شکست داعش در منطقه و تغییر موازنه قوا است وگرنه در فضای واقع گرای نظام بین الملل، ساخت تسلیحات و ایجاد بازدارنگی یک اصل است که هر کشوری تا جایی که توان داشته باشد و قوانین بین المللی اجازه می دهد به این سمت گام بر می دارد. حتی کشورهایی که توان ساخت و تولید تسلیحات بومی را ندارند از دیگر کشورها می خرند همچون عربستان که در منطقه و جهان از سرآمدان خرید سلاح است. موضوع داشتن تسلیحات وایجاد بازدارندگی به قدری مهم است که حتی برخی قوائد بین المللی را کنار می گذارند و در سایه و پناه دیگر قدرت ها دست به ساخت تسلیحات هسته ای می زنند، مثل تل آویو که به هر شکل درصدد بازدارندگی است.
واقعیت این است که استراتژی امریکا، سلاح های هسته ای اسراییل و خرید تسلیحات سعودی ها نتوانست توازن قوا را به نفع آنها بچرخاند. چراکه فضای سیاسی و فرهنگی منطقه چیز دیگری می خواست که البته با گره خوردن مقاومت و همراه کردن روسیه که نیازمندی های استراتژیک در این منطقه دارد، شرایط را چنین رقم زد.
بنابراین می توان نتیجه گرفت که شکست داعش کاملا به ضرر عربستان سعودی و اسراییل در منطقه و امریکا در سطح بین الملل تمام شد. اتفاقا به همین دلیل است که تا قبل از شکل گیری ائتلاف منطقه ای – شرقی، ائتلاف غربی هر چقدر علیه داعش داعیه جنگ را رسانه ای کرد نتوانست مویی از داعش کم کند. در این میان نباید فراموش کرد که در تضعیف هر روزه داعش، امریکا نیز بخش قابل توجه ای از تمرکز خود را بر رقه گذاشت و آن را برای نیروهای دموکراتیک کرد، جدا کرد و با اختصاص دادن منبع مالی حوزه های نفتی، برای آینده بذری را کاشت که نیازمند هوشمندی کشورهای منطقه است تا بحران اقلیمی دیگر شکل نگیرد.
آیا در حوزه خلیج فارس جنگی در پیش است؟
در این شرایط ائتلاف غرب چه راهی را در پیش خواهد گرفت؟ عربستان سعودی به عنوان شکست خورده اصلی منطقه ای چه راه هایی را دنبال خواهد کرد و رژیم اسراییل چه اهدافی را دنبال می کند. مهمتر از همه اینکه آیا همانگونه که در رسانه ها بخصوص در غرب تبلیغ می شود بین ایران و عربستان جنگ صورت می گیرد؟ این سوالی بنیادی است که پاسخ به آن نیازمند شناخت منطقه و جهان است. چشم انداز فعلی این را می گوید که نه فضای منطقه ای مهیای چنین جنگی است و نه جهان آماده پذیرش آن. زیرا هر اشتباهی که از سوی سعودی ها صورت بگیرد می تواند اقتصاد جهان را با زلزله ای مهیب مواجه کند. بخصوص که دنیا می داند عمده منابع نفتی عربستان سعودی در بخش شرقی این کشور است و واقعیت های ژئوکالچر فضای لازم را برای این زلزله مهیب فراهم می کند. یک نمونه واقعیت ژئوکالچری منطقه همین پیاده روی چندمیلیونی اربعین است که در آن حتی سربازانی که صدام به جنگ ایران آورده بود و آثار جنگ را هنوز بر بدن خود دارند از زائران استقبال می کنند و به آنها خوش‌آمد می گویند.
در چنین فضایی تصمیم ترامپ بستگی به میزان دلارهای سعودی دارد و اسراییل نیز از هر تلاشی برای کاستن قدرت ایران استفاده می کند. اما در مجموع اعتقاد بر این است که جنگی بین ایران و عربستان شکل نخواهد گرفت. با این وجود عربستان برای جبران شکست های پیشین همزمان چند سناریو را دنبال می کند:
1. متقاعد کردن امریکا برای جنگ با ایران که البته واشنگتن برای این کار غیرعقلایی باید بسیاری از واقعیت های داخلی (امریکا) و بین المللی را نادیده بگیرد و خود را درگیر بحرانی کند که نتیجه مشخص و ملموسی برای واشنگتن دیده نمی شود بخصوص که حمله 2003 به عراق نشان داد که آمریکا پیروز آن نبود که دلیل عمده آن برآمده از همان واقعیت های ژئوکالچری منطقه است.
2. ریختن دلارهای نفتی برای عبور امریکا از برجام و ایجاد تحریم های بیشتر به گونه ای که اقتصاد ایران را هدف قرار دهد. از آنجا که خریدن دونالد ترامپ کار ساده ای است و فقط نیازمند به سکه های متصل به بشکه های نفتی دارد این سناریو به احتمال بیشتر مورد پذیرش خواهد بود.
3. متقاعد کردن اسراییل برای جنگ با حزب الله لبنان با حمایت مالی ریاض و با این اندیشه که حزب اللهی دیگر سوریه، عراق و ... در حال شکل گیری و به اصطلاح همان حلال شیعی در حال نهایی شدن است. این سناریو نیز پر هزینه است و باید دید تل آویو بین هزینه و فایده کدام را انتخاب می کند. استعفای سعد حریری در ریاض نشان می دهد که عربستان برای این سناریو آماده پذیرش هر گونه شرطی است. البته اسراییل طی جنگ های پیشین به این درک رسید که جنگ با حزب الله و حماس باعث قدرت مقاومت می شود نه تضعیف. بخصوص که مقاومت این بار آمادگی آن را دارد که در جنگی جدید، وارد جنگ در زمین شود تا سرزمین اسلام را از صهیونیسم بازپس بگیرد.
4. جنگ مستقیم عربستان با حزب الله از طریق آسمان سرزمین های اشغالی که سناریوی است که این روزها به گوش می رسد. این یعنی اتحاد استراتژیک و علنی سعودی – صهیونیسم و گذشتن از همه ارزش های اسلامی که در افکار عمومی جهان اسلام ریشه دارد. درواقع محمد بن سلطان با این کار کل جهان اسلام را در برابر خود قرار می دهد و زمینه های شکست خود را با کمترین مقاومت حزب الله فراهم می کند. این چشم انداز وجود دارد که با اتحاد علنی و استراتژیک سعودی – صهیونیسم بزرگان دین اسلام از سراسر جهان اسلام واکنش به آن داشته باشند.
5. تلاش برای جدا کردن روسیه از ایران در منطقه که عربستان تاکنون بارها به آزمایش آن پرداخته و پاسخ منفی شنیده است به این دلیل که مبانی فکری و عملی عربستان در منطقه با واقعیت های ژئوپلتیکی که مسکو برای آن برنامه دارد،‌ نمی خواند.
در مجموع نمی توان انتظار داشت که عربستان با توجه به تغییر موازنه قوا در منطقه دست روی دست بگذارد و منتظر بماند. بنابراین حتما تحرکی را آغاز خواهد کرد که در هر صورت آجری است بر آجر دیوار بحران منطقه که برای رفع آن نیازمند هوشمندی فراوان است. مسئله دیگر اینکه سعودی ها به واسطه جاه طلبی و قدرت خواهی مطلق محمد بن سلمان و همچنین به اصطلاح اصلاحات ناهمگون و شتابزده فرهنگی و اجتماعی که هر دو در خانواده سعودی بی سابقه است، با بحران های شدید داخلی مواجه است که هر زمان می تواند ورق را به سمت دیگری بچرخاند.

 

 

منبع: جهان

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code
تلگرام