گفتگو با یکی از دانشجویان فعال دانشگاه علوم پزشکی گیلان چاپ
به سبک شرقی ها ؛ قهرمانانی از پشت صفحات
28 آبان 96 - 23:40

گیلان آنلاین: مهتاب پورذکریا  ؛  یکی از دانشجویان فعال دانشگاه علوم پزشکی گیلان که مصاحبه ی مفصل خبرنگار مفدا با وی را در زیر میخوانید.

 

 

 

گیلان آنلاین: موسس و دبیر اولین دوره ی انجمن علمی دانشجویی علوم آزمایشگاهی دانشگاه علوم پزشکی و نیز مسئول برگزاری کمپین جهانی NO hep ( بدون هپاتیت ) در استان گیلان. مفدا گیلان ، اینبار به سراغ مهتاب پورذکریا رفته است.  

مفدا گیلان به مناسبت برپایی مجدد غرفه های آموزش هپاتیت در گیلان به سراغ مسئول برگزاری این رویداد و نیز رابط شبکه هپاتیت ایران با دانشگاه علوم پزشکی گیلان رفته و با وی هم کلام شد .

 مهتاب پورذکریا  ؛  یکی از دانشجویان فعال دانشگاه علوم پزشکی گیلان که مصاحبه ی مفصل خبرنگار مفدا با وی را در زیر میخوانید :

 

 مهتاب پورذکریا ، دانشجوی علوم آزمایشگاهی دانشگاه علوم پزشکی گیلان.
حال ، بدون ذکر موارد بالا خود را در یک جمله معرفی کنید.

مسیر یادگیری پایانی ندارد و باید همیشه رهرو آن باشم. 

 

از کجا این همه وقت میاورید؟! دبیری انجمن علمی ، دبیری مفدا ، کارهای تحقیقاتی، سردبیری نشریات ، دانشگاه، کمپین ها و ....

اتفاقا آدم با برنامه ای نیستم. یعنی خیلی دوست داشتم با برنامه ای منظم جلو بروم اما هیچ وقت عملی نشد ! و اگر فرصت فعالیت در بخش های مختلف را دارم به خاطر این است که خیلی سخت تلاش می کنم. و از بعضی چیزها می گذرم که عموما حاضر نیستند بگذرند.
ولی می خواهم کاری انجام بدهم که آخرش بگویم: (دیدی؟ ارزشش رو داشت.) البته این قضیه برمی گردد به دوران راهنمایی و دبیرستانِ من که در سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان گذشت. در جریان حال و روز فعلی سمپاد نیستم ولی دوران ما یکی از مهمترین آموزه ها این بود  که خیلی سخت و امیدوار تلاش کنیم تا هر قولی که دادیم به طور شایسته عملی شود.
این نکته را نیز باید بگویم که بدونِ همراهی خانواده عزیزم ممکن نبود. 

 نقطه ی آغازین حرکت شما در جهتی غیر از درس و دانشگاه کجا بود؟

آغاز فعالیت های دانشجویی به جز درس خواندنِ مطلق از همان ترم یک آغاز شد. وقتی در دانشگاه علوم پزشکی اراک با اعضای انجمن های علمی-دانشجویی علوم آزمایشگاهی آنجا آشنا شدم ؛ که ترم پنج بودند. انرژی مثبتی که در آن جمع بود باعث شد به این فکر کنم که تا چه اندازه چندبعدی بودن، و توانمند شدن برای یک انسان حیاتی هست. 


روز گذشته ، غرفه ی اطلاع رسانی کمپین NO hep را در دستور کار داشتید.
درباره ی NO hep ، هر چه میخواهد دل تنگتان ؛ بگویید.

بله دیروز در یکی از سه شنبه های زیبای آبان ماه، برای چندمین بار کمپین اطلاع رسانی هپاتیت را در استان گیلان برگزار کردیم. 
کمپین های دانشجویی NOhep زیر نظر شبکه هپاتیت ایران چند دوره به صورت هم زمان در سراسر کشور برگزار شده و افراد دلسوز زیادی برای این کار زحمت کشیدند که پشت همه این فعالیت ها ، پروفسور علویان رئیس شبکه هستند.
ایده ی حذف هپاتیت های ویروسی تا سال ۲۰۳۰ در کنفرانس hepatitis summit-۲۰۱۵ مطرح شد و این حرکتِ جهانی از سال ۲۰۱۶ با عنوان NOhep آغاز به کار کرد. 

شاخه ی اطلاع رسانی یکی از این بخش هاست که ما بخش کوچکی از این شاخه در استان خودمان هستیم. 

کاری که در این غرفه ها انجام می دهیم ، آموزش چهره به چهره و مشاوره به عموم مردم و همین طور پخش بروشور های آموزشی و بررسی ریسک فاکتور های موجود است که همیشه با لطف و دعای مردم مواجه می شویم.
به مرور زمان با حمایت های مسوولین دانشکده و معاونت فرهنگی و همین طور همکاری مثال زدنی تشکل های مختلف دانشجویی ، توانستیم شاهد این کمپین ها در لنگرود، لاهیجان، رشت، ساحل چمخاله و یک سری از روستاهای فومن باشیم. 
همه ی آن هایی که من را می شناسند می دانند هدف نوهپ شبانه روز همراه من است و از هر فرصتی که پیش بیاید  برای اطلاع رسانی استفاده می کنم. 
روزی یکی از دوستان از من پرسید : " انگیزه ات برای این فعالیت چیست ؟" که در جواب گفتم : صادقانه بگویم  اول مثل بقیه فعالیت های انجمن بود. مثل برگزاری کارگاه ها و سمینار و... ولی کم کم تبدیل شد به یک علاقه. وقتی دیدیم می توانیم علم خودمان رو ببریم به بطن جامعه.. افزایش آگاهی عموم باعث کاهش رفتارهای پرخطر در جامعه شده  و افزایش آگاهی دانشجویان و کادر درمان باعث می شود کیفیت ایمنی خودشان بهبود یابد و با خطا باعث انتقال فرد به فرد در بیماران نشوند و برای رسیدن به این هدف از هیچ کمکی دریغ نکنند. 
درست است که افتخار این را داشتم که کمپین های دانشجویی بدون هپاتیتِ گیلان را هدایت کنم ولی در این راه تنها نبودم. دوستانی همیشه همراه و پشتیبانم بودند که به شدت نسبت بهشان متعصب هستم چون از اخلاق و نیت درستشان آگاهی دارم.

یک سری واژه در اختیارتان میگذارم ؛  در ارتباط با آنها کوتاه صحبت کنید.

آزمایشگاه    : جایی برای قهرمانان پشت صفحه. 
گرچه خیلی گسترده و گاهی سخت است و صبوری می طلبد اما بسیار دوست داشتنیست و مسئولیت آور

 

هانیه ایرانی :  مدیر روابط عمومی معاونت فرهنگی. خلاصه کنم : انرژی و حمایت.

 

۲۸ جولای  :  وای روز جهانی هپاتیت! 

 

 استقلال :  لطفاً دو تا ستاره جلوی اسم این تیم بذارید. خودش گویای همه چیز هست. 

 

دانشکده شرق  :  همیشه با سرسبزی خیره کننده ی لیلاکوه در ذهنم به تصویر کشیده می شود. هر روز خدا را شاکرم برای اینکه می توانم تا این اندازه با طراوت نفس بکشم. نکته ای که شاید برای خیلی از ما بچه های شمال عادی شده باشد. حالا  فکر کنید این زیبایی در کنار دانشجویان باانگیزه اش قرار بگیرد که دیگر...

حسین  :    صلی اللَّه علیکَ یا اَباعبداللّه الحُسین! نامشان رمز معجزه آور هر لحظه زندگی من است .تعریف من از عشق همان بود که گفتم/در بند کسی باش که در بند حسین است.

 

اراک :  پایتخت غربت و دلتنگی برای من. اگرچه مستقل بودن را به من آموخت... ( سری به نشانه ی اندوه تکان میدهد )

 

انجمن های علمی-دانشجویی یکی از درخشان ترین نکات زندگی دانشجویی شماست. درخشان ترین نقطه ی یک سال فعالیتتان در این انجمن را چه میدانید؟ 

همان طور که گفتم در ترمِ یک با انجمن علمی آشنا شدم و بعد از انتقالی به دانشگاهِ استانی که در آن به دنیا آمدم و بزرگ شدم، انجمن علمی دانشجویی علوم آزمایشگاهی دانشگاه علوم پزشکی گیلان را تاسیس کردم و دبیر اولین دوره اش بودم. درخشان ترین نقطه این یک سال این بود که خاطراتی خلق شد که ارزش مرور دارد و مطالبی را یاد گرفتم که در هیچ کلاسی آموزش نمی دهند!

 

این روزها همه از مفدا سخن می گویند. شما چه طور؟ 

پایگاه اطلاع رسانی معاونت فرهنگی و امور دانشجویی وزارت بهداشت تحولی در اطلاع رسانی فعالیت های دانشجویی بود. باعث شد دانشجو و زحماتش در تشکل های مختلف دیده شود و این یعنی ارزش گذاری و انگیزه بخشی. البته علاوه بر پوشش خبری قابل اعتمادش. 

اگر به روز اول دانشجویی خود برمیگشتید و از شما میخواستند برنامه  ی ۴ ساله ای برای خود تدوین کنید ، چه میزان با زندگیِ فعلی شما مطابقت میداشت؟

با اینکه دوران دانشجویی رو هدفمند سپری می کنم اما انسان ایده آل گراست. 
در هر پله ای که باشم دوست دارم به پله ی بالاتر عروج کنم. حسرت پله ی بالا گاهی اشکم را سرازیر میکند.


اگر همینک مهتاب پورذکریا را از تمامیِ فعالیت های غیر درسی منع میکردند ، چه میکرد؟

 

با آرامش گوشه ای می نشست و درس می خواند و هات چاکلت میل می کرد!

 

کمی به قسمت های تاریک روزگار بپردازیم.
آزار دهنده ترین نکته ای که در مدت ۳ و نیم ساله تان در میان دانشجویان و مسئولینِ درگیر با امور دانشجویی دیدید ، چه بود؟

دقیقاً هر فعالیت چشم گیری، پشت صحنه تاریکی نیز دارد... همیشه گفتم با هم موفق شدن هست که زیباست ؛ و به همین خاطر وجود حسادت در برخی افراد و دروغ و دورویی و خبرچینی که در پی آن به وجود میاید را نمی توانم درک کنم. ولی متاسفانه این سنگ اندازی ها وجود دارند. گرچه من از شرشان به خدا پناه می برم و امیدوارم روزی لذت اعتماد رو درک کنند چون به خاطر اخلاق خودشان از لمس چنین لذتی محروم هستند. 


اصولا چه میزان اهل آزمایش و خطا و خطرپذیری هستید؟

معمولا خودم را در موقعیت های مختلف به چالش می کشم و از تازه کار بودن نمی ترسم . اما خطر پذیری ؛ خیر. 
با اینکه بسیار آدم احساساتی هستم  همیشه تلاش کردم محتاط و منطقی رفتار کنم. 

 

بیست سال بعد ، مهتاب پورذکریا به روزهایی مینگرد که در دانشکده ی شرق علوم پزشکی گیلان سپری کرده.
مهمترین یادگاری که مایلید از این ایام به روزهای آینده ی زندگیتان تزریق کنید چیست؟

دلم می خواهد دوست های واقعیم برایم باقی بمانند و علمی که این روزها آموزش می بینم را به حدی جدی بگیرم که روزی بتوانم خودم خطی بر علم اضافه کنم. این آرزوی من است! 

 


سوال آخر این مصاحبه به شما اختصاص دارد. این سوال را شما خواهید پرسید و این سوال هر مخاطبی میتواند داشته باشد.
پرسش شما ، واپسین جمله ی این گفتگو خواهد بود.

 

آیا انسان نمی داند که خدا او را می بیند؟ سوره مبارکه علق آیه ۱۴

 

 

 منبع: مفدا-گیلان

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code
تلگرام