کودکان زخم خورده از اعتیاد ولبخند ماه مهر
27 شهریور 98 - 18:27

 

همه ذوق دارند؛ برق خوشحالی در چشمان ذلال کودکان موج می زند؛ در ورودی سرای مهر با بادکنک های رنگی تزئین شده است و یاوران انجمن طلوع بی نشان ها که این جشن حمایتی را برای کودکان برگزار می کنند، جلوی در صف کشیده اند و منتظر میهمانان هستند.

اینجا سرای نور طلوع است؛ قرار است امروز ۴۰۰ دانش آموز از فرزندان خانواده های آسیب دیده اعتیاد و کارتن خواب بسته های حمایتی آموزشی برای آغاز سال تحصیلی دریافت کنند. این بسته ها شامل کیف، کفش، لوازم التحریر، هزینه کتاب و ثبت نام مدرسه است که ارزش ریالی آن حدود ۶۰۰ هزار تومان برای هر دانش آموز است.

میهمانان ویژه این جشن مسئولان و مدیران و سلبریتی ها نیستند و دانش آموزان خانواده های آسیب دیده از اعتیاد و کارتن خوابی مهمترین میهمانان به شمار می آیند؛ آنان که به دلیل مشکلات خانوادگی ناشی از اعتیاد و کارتن خوابی والدین خود، ممکن بود از تحصیل جا بمانند اما امروز برای رفتن به مدرسه آماده می شوند.

هر دانش آموز به همراه مادر یا  پدر که وارد می شود، از او استقبال می کنند و برای شادباش برف شادی روی سرش می ریزند؛ لبخند توام با خجالت کودکان بر ذهن هر بیننده ای ماندگار می شود و تداعی گر دوران تحصیل سال های دور است.

 

بچه ها برای دریافت وسایل تدارک دیده شده به یاوران مراجعه می کنند؛ کیف های دخترانه و پسرانه برای هر مقطع سنی با سلیقه تهیه شده است؛ این کیف ها پر از دفتر، مداد، خودکار، پاک کن، تراش و دیگر ملزومات مدرسه است.

بوی نو بودن و ذوق انتخاب بچه ها شیرین است؛ عده ای زود انتخاب می کنند و با خوشحالی به جشن می پیوندند. برخی مردد و با دقت چند دقیقه ای انتخاب شان زمان می برد اما در نهایت راضی می شوند و با لبخند به بچه های دیگر می پیوندند.

مریم امسال کلاس چهارم می رود؛ او از کلاس اول هر سال بسته های حمایتی از جمعیت طلوع بی نشان ها دریافت کرده است؛ با مادرش آمده و کمی خجالتی است. گوشه چادر مادر را گرفته و کمی عقب ایستاده است.

مادرش می گوید، مریم گفته امسال کیف قرمز می خواهد اما از من قول گرفته است که اینجا من انتخاب کنم چون او خجالت می کشد؛ سرش را  پایین می اندازد و می خندد اما معلوم است که عجله دارد مبادا به او کیف قرمز نرسد. سریع می روند و آنچه مریم می خواهد می گیرند. یک کیف قرمز با دفترهای دخترانه فانتزی و جامدادی پر از مداد و پاک کن که همه وسایل بوی نو دارد.

امیرحسین امسال کلاس پنجم است. او با پدرش آمده  است؛ پدرش می گوید چند سالی است که با کمک جمعیت طلوع بی نشان ها از اعتیاد و کارتن خوابی رهایی یافته است.

او عمو اکبر مدیرعامل جمعیت طلوع را دعا می کند و می گوید هر سال این برنامه علاوه بر اینکه از بار هزینه های تحصیل بچه ها برای خانواده ها کم می کند، باعث می شود تا خانواده ها و فرزندانشان به اهمیت درس و مشق آگاه باشند.

علی امسال کلاس سومی است؛ نگران است چون پدر و مادرش با او نیامده اند؛ با یاوران صحبت می کند تا بسته خود را تحویل بگیرد اما به او می گویند نگران نباش تا ظهر و حتی بعدا هم سهم او را نگه می دارند تا والدینش بیایند.

شبنم و امید با دو فرزندشان آمده اند؛ مادر با مهدیس ۵ ساله که هنوز مدرسه نمی رود، مشغول کشیدن نقاشی است و سعی دارد به او گل کشیدن را یاد بدهد. پدر هم در صف گرفتن وسایل مهرداد است که امسال کلاس اولی است. مهرداد به انتخاب پدر کیف سبز انتخاب می کند که عکس مردعنکبوتی دارد و با ذوق کیف را از پدر می گیرد و بغل می کند.

در جای جای فضای حیاط سرای طلوع نور شادی برپاست؛ عده ای مشغول بازی طناب کشی هستند و با هیجان بسیار زورآزمایی می کنند، عده ای دیگر کنار میز یاوران طلوع که روی صورت کودکان نقاشی می کنند، جمع شده اند. پسرها مرد عنکبوتی می خواهند و بن تن، دخترها کیتی و پروانه.

کودکانی مشغول درست کردن قایق ها و موشک های کاغذی هستند، برخی با گل سفالگری با دستان کوچک خود مجسمه های ناشیانه اما زیبا و با ظرافت می سازند.

قسمتی از کف حیاط با بازی مار پله پوشیده شده است و چند نفری هم مشغول بازی با تاس های بزرگ روی صفحه این بازی مراقب هستند تا مبادا به دام نیش مارها بیفتند.

در بخش دیگری کودکان روی بوم سفید که پارچه ای به درازای طول حیاط است نقاشی می کشند؛ می گویند نقاشی کودکان حاصل ذهنیات و تفکرات آنان است و در طرح ها و نقاشی های آنان اغلب سیاهی به چشم می خورد، خانه های سیاه، شمع های سوزان کلماتی مانند عبرت و حسرت در لابه لای نقاشی ها نمایان است البته همچنان پروانه ها در نقاشی کودکانه آنها پرواز می کند و خورشید تابان هم به چشم می خورد.

این جشنواره غذاهای کودکانه هم دارد؛ غذاهایی که همه بچه ها دوست دارند؛ انواع ساندویچ های هات داگ و فلافل، بلال آتشی، ‌بستنی و تنقلات هم هست و بچه ها برای گرفتن هر یک با ذوق صف کشیده اند.

بازی و شادی تا ظهر ادامه دارد و بچه ها حسابی تفریح می کنند تا برخی از روز شنبه و عده ای هم از روز اول مهر به مدرسه بروند.

آینده روشن است و این امید در نگاه همه کودکان معصوم و ذلال موج می زند. آنان که باید آینده سازان این مرز و بوم باشند و حق دارند بیاموزند و شاد زندگی کنند.

 

 

 

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code
تلگرام