رفع خشونت علیه زنان
8 آذر 98 - 07:56

بحث امنیت و کاهش رفتارهای خشونت آمیز به‌خصوص برای کودکان و زنان امروزه یکی از چالش‌های زندگی شهری است.

وجود ناهنجاری‌های اجتماعی و رفتارهای خشونت‌آمیز شهروندان با یکدیگر دامنۀ گسترده‌ای را شامل شده است. به‌نظر می‌رسد با امکان برخورداری از رفاه مادی و نیز رشد کالبدی که در شهرها اتفاق می‌افتد، آسایش و امنیت بیشتر تحقق یابد اما شواهد موجود از فرآیند توسعۀ معکوس حکایت دارد و مقداری از این ناآرامی‌ها و کنش‌های پرمخاطره شهری ناشی از شرایط کالبدی- مکانی و طراحی شهری است.

بسیاری از مطالعاتی که به بحث زنان و حضورشان در فضاهای شهری می‌پردازند بحث امنیت روانی و کاهش رفتارهای خشونت‌آمیز علیه زنان در شهر را مطرح می‌کنند و توجه به این مؤلفه در فضاهای شهری را (از طریق نورپردازی، از میان برداشتن فضاهای دنج و خلوت، تعریف کارکردهای چندگانه و ...) از وظایف برنامه‌ریزی و طراحی شهری می‌دانند. در حقیقت، حضورپذیری زنان و ایجاد حس راحتی و تعلق‌پذیری در آنان شاخص مهمی به شمار می‌رود اما نباید موضوع حضور زنان در فضاهای شهر را فقط از این دریچه بررسی کرد؛ بلکه رابطۀ میان زنان و شهر باید از زوایای دیگری نیز بررسی شوند، عواملی که در مجموع حق زنان به سکونت در شهر را شکل می‌دهند.

با نگاهی به معماری و طراحی شهرها در می‌یابیم که در طراحی ساختمان‌ها کمتر به زندگی روزمره و همیشگی خانواده‌ها توجه و حتی نیازهای زنان در ساخت آن‌ها کمتر رعایت شده است. در طراحی و معماری گذشته به‌خصوص طراحی اسلامی – ایرانی توجه به تفکیک فضاها از جنبه معماری انجام می‌شد و اندرونی، بیرونی و ورودی خانه‌ها جدای‌گزینی را مورد توجه داشت. در گذشته به دلیل اینکه حضور زنان در فضاهای عمومی شهری کمتر اتفاق می‌افتاده، این فضاها در درون شهر کمتر مورد توجه بوده اما در حال حاضر با ورود زنان به جامعه شهری، بحث امنیت و طراحی متناسب مطرح شده است.

در حال حاضر در طراحی فضاهای شهری نحوه شکل‌گیری فضای شهری متناسب با حضور تمام قشرها و سنین، ضرورت حذف ناهنجاری‌های اجتماعی در خصوص زنان به‌وسیله افزایش نظارت اجتماعی و برقراری امنیت اجتماعی به کمک ساماندهی کالبدی و طراحی شهری و برنامه‌ریزی شهری به‌خصوص در شهرها، از جمله عواملی هستند که در طراحی شهری مدنظر قرار گرفته‌اند. در این خصوص مهمترین نظریاتی که به کاهش خشونت علیه زنان در طراحی محیطی  و شهری پرداخته‌اند به شرح زیر هستند: 

نظریه فضای قابل دفاع

«نیومن»* (نظریه‌پرداز شهری و شهرساز) در این نظریه عوامل خشونت‌زا را در موارد زیر بیان می‌کند:

بیگانگی: بیگانگی و عوامل خشونت بدین معنی است که مردم همسایگانشان را نمی‌شناسند و به همین خاطر مورد خشونت قرار می‌گیرند.

نبودن نظارت عمومی: نبود نظارت عمومی در مکان‌های وقوع جرم، ارتکاب جرم را به راحتی بدون آنکه مجرم دیده شود، ممکن می‌کند و موجب می‌شود جنایات آسان‌تر صورت گیرند و مخفی بمانند.

در دسترس بودن راه فرار: که امکان ناپدید شدن مجرم از صحنه جرم را به‌سرعت ممکن می‌کند.

نیومن معتقد است باید با استفاده از سازوکارهای نمادین در طراحی شهری عرصه‌هایی تعریف نمود که از طریق آنها می‌توان یک محیط را تحت کنترل ساکنانش قرار داد.

نظریه پنجره های شکسته

«جیکوبز»* (نویسنده مطالعات شهری) در نظریه پنجره‌های شکسته معتقد است سه عامل به خیابان سرزندگی می‌دهد:

- تمایز روشن و مشخص مرز بین فضای خصوصی و عمومی

- امکان مراقبت بصری و دائم روی خیابان‌ها و فضای عمومی از طریق پنجره‌ها و تراس‌های ساختمان به طوری که هر کس در حوزه همگانی حضور دارد، همواره احساس کند چشمی مراقب است.

- خیابان‌ها به‌ویژه پیاده‌روهای خیابان باید دائم مورد استفاده قرار گیرد، به این منظور که می‌بایست در (طبقه همکف) کاربری‌های جاذب وجود داشته باشد.

جین جیکوبز جوهر زندگی را میزان تنوع، تکثر و انتخاب می‌داند که این عوامل سرزندگی و امنیت را با خود به همراه می‌آورد و اگر عوامل سرزندگی در شهرها رعایت شود از میزان خشونت کاسته می‌شود.

نظریه پیشگیری از جرائم با استفاده از طراحی محیط

این رویکرد دارای سه اصل مهم است که استراتژی‌ها و مفهوم CPTED را بیان می‌کند، که شامل موارد زیر است:

الف: نظارت طبیعی که از طریق نظارت شهروندان در محیط های شهری صورت می‌گیرد. روشنایی و محوطه‌سازی می‌تواند طراحی شود تا نظارت طبیعی از طریق داخل خانه‌ها یا ساختمان‌ها و در قسمت‌های بیرونی توسط همسایگان و رهگذران صورت گیرد.

ب: کنترل - دسترسی، در خیابان‌ها و کوچه‌ها که امکان فرار یا پنهان شدن را بگیرد. یک راهنمای فیزیکی از رفت و آمدهای افراد از فضا با مکان‌یابی صحیح ورودی‌ها، خروجی‌ها، حصارها و استفاده از نورپردازی مناسب است.

ج: قلمرو گرایی، مبتنی بر این فرض است که مردم از فضاهایی که آن را برای خودشان تعریف می‌کنند، محافظت و برای قلمروی دیگران احترام قائل می‌شوند. نرده، تعمیر آسفالت، تعمیر و نگهداری خوب نمونه‌های از طراحی فیزیکی است که می‌تواند به طور واضح مالکیت فعال را نشان دهد.

با توجه به نظریات طراحی شهری می‌توان گفت مهمترین عواملی که در طراحی شهری باعث کاهش رفتارهای خشونت‌آمیز علیه زنان می‌شوند عبارتند از:

۱- کیفیت شبکۀ معابر

یکی از عواملی که باعث ارتقای امنیت فیزیکی و روانی فضا می‌شود، کیفیت شبکه معابر و پوشش آن برای شخص پیاده و سواره است، بدان نحو که در معابر امکان هر گونه تخلف از فرد متخلف سلب شود.

۲- مبلمان شهری

مبلمان متناسب شهری یکی از عوامل افزایش حضور افراد پیاده در شهر و در نتیجه ارتباط بیشتر مردم در محیط خود، جامعه و ایجاد سلامت روانی و آرامش شهروندان است و شامل تجهیزاتی مانند تیرهای چراغ برق، نیمکت‌ها، باغچه‌ها، کف‌پوش‌ها، آب خوری‌ها، سطل‌های زباله و وسایل تفریحی پارک‌ها است که هریک کارکردی خاص دارند و آن‌چه حائز اهمیت است مکان یابی درست این تجهیزات است. با مکان‌یابی صحیح هر یک از موارد زیر امکان هرگونه تخلف و بن‌بست‌های تاریک و پنهان از متخلفان گرفته خواهد شد.

۳- روشنایی

اهمیت روشنایی به‌ویژه شاخص دید در شب در سطوح شهر به دلیل افزایش ایمنی در سطح خیابان‌ها، به‌ویژه در مراکز پر رفت و آمد، راهنمایی جهت‌ها در تقاطع‌ها، چهارراه‌ها و پل‌ها، تشخیص هویت و موقعیت محل است. مهم‌ترین ویژگی آلودگی رفتاری و جرم‌خیزی در هنگام شب، تاریکی، کم‌نوری و توزیع نامناسب سیستم روشنایی حاکم بر محیط است که باعث پایین آمدن امکان دیده شدن و اقدام به اعمال بزه‌کارانه می‌شود؛ بنابراین با آشکار نشدن فرم به علت تاریکی، نخستین گام برای به وجود آمدن فضایی بدون دفاع و آسیب پذیر برداشته می‌شود.

۴- فشردگی بافت

در مکان‌هایی که تعداد کاربری‌ها زیاد است بسته به نوع کاربری مد نظر، میزان امنیت نوسان دارد. در بافت‌های فشرده‌ای که تداخل کاربری دارند، چنانچه کاربری‌ها بر اساس فرم و عملکرد متناسب با هم سنخیت داشته باشند بر میزان امنیت محیط افزوده می‌شود. در بافت‌های فشرده، با انبوهی از کاربری‌های مسکونی، تجاری و فرهنگی و ... مواجهیم که انبوهی از جمعیت با فرهنگ‌ها و رفتارهای متفاوت را در خود جای داده‌اند. در این گونه محیط‌ها زمینه‌های بسیار مساعدی برای ارتکاب جرم و نابهنجاری اجتماعی وجود دارد.

۵- بسته و باز بودن محیط

تلاش و تمایل انسان برای زندگی در هر محیطی تسلط بر آن است تا از این راه احساس آرامش و راحتی کند؛ ولی امروزه در مقیاس‌های بزرگ نه تنها این تسلط وجود ندارد، بلکه نوعی بریدگی و جدایی بین فضاها، تجسم و ذهنیت انسان نیز به وجود آمده؛ در نتیجه، حس تعلق به فضا و مکان را از بین برده است. باز و بسته بودن محیط‌ها در میزان احساس امنیت مؤثر است.

۶- استفاده از کاربری‌های مختلط

جدایی‌گزینی کاربری‌ها و تفکیک خیابان‌ها باعث ایجاد فضاهای مردان و زنان می‌شود. استفاده از کاربری مختلط برای زنان ایجاد آرامش روانی می‌کند و فضاهای جرم‌خیز را کاهش می‌دهد. در حال حاضر به‌خصوص در شهر تهران این جدایی‌گزینی خیابان‌ها را شاهد هستیم، خیابان‌هایی که مختص فروش لوازم خودرو یا وسایل الکتریکی هستند و زنان کمتر احساس آرامش در آنها را دارند چون مراجعان این خیابان‌ها بیشتر مردان هستند.

۷- استفاده از کارکردهای تفریحی – ورزشی در فضاها

اضافه شدن کارکرد تفریحی  - ورزشی در فضاهای عمومی باعث ایجاد محیطی سرزنده و کاهندۀ جرم می‌شود و عملکرد فضا، امکان حضور و نظارت و مراقبت‌های اجتماعی غیرمحسوس را بیشتر می‌کند و امنیت را افزایش می‌دهد.

۸- کنترل نابهنجاری و نظارت اجتماعی

امنیت یا به تعبیر بهتر احساس امنیت، از نیازهای مهم افراد در زندگی اجتماعیشان است. برای دستیابی به آرامش و اطمینان خاطر، وجود نظارت اجتماعی بر فضا برای نظارت اجتماعی از طریق شهروندان می‌تواند صورت گیرد؛ ایجاد فضاهای شبانه، مکان‌هایی برای بازدیدهای خانوادگی و رستوران‌ها می‌‎تواند نظارت اجتماعی را افزایش دهد و ناهنجاری‌ها را کنترل کند.

۹- افزایش تراکم جمعیت در فضاها

رابطۀ جمعیت و امنیت در حالت سنتی قطعی و خطی است و فزونی جمعیت، امنیت فرد، خانواده، جامعه، و کشور را تأمین می‌کند. جمعیتی عامل امنیت است که باسواد، بااخلاق، بافرهنگ، متخصص، و وظیفه‌شناس باشند و بتوانند فضاها را نیز امن و بااخلاق کنند لذا باید در برخی فضاهای شهری که تراکم رفت و آمد کم است با ایجاد فضاهای عملکردی خانوادگی تراکم جمعیت را در آن فضاها افزایش داد و ناهنجاری را کمتر کرد.

ماحصل کلام برای کاهش رفتارهای خشونت‌آمیز علیه زنان در طراحی شهری بایستی دو ویژگی عمده مد نظر قرار گیرد:

ویژگی ساختاری طراحی کالبدی: از یک سو باید استفاده از محیط مصنوع مانند مبلمان شهری، نورپردازی، تراکم فضا، شبکه معابر باز و ... مورد توجه قرار گیرد و از دیگر سو ویژگی طراحی محیطی در پوشش گیاهی، تراکم درخت، درخچه‌ها و گسل‌ها و ... که بایستی متناسب با ارتفاع، حجم و تراکم باشد.

ویژگی‌های کارکردی طراحی: استفاده از عملکردهای اجتماعی در طراحی همانند نظارت اجتماعی، تراکم جمعیت، تعامل اجتماعی و ... از یک طرف و از طرف دیگر استفاده از کارکردهای فرهنگی همانند عملکردهای فرهنگی – ورزشی، عملکردهای تفریحی و ... به صورت همزمان در درون بافت های شهری.

منابع:

اسکار، نیومن (۱۳۸۴)، نقش طراحی شهری در ایجاد فضاهای امن، ترجمه نسیم ایران منش، مجله شهرداری‌ها سال چهارم.
میرحسینی، زهرا (۱۳۸۷)، بررسی جامعه‌شناختی علل و عوامل موثر بر ترس از جرم در میان زنان شهر تهران، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده علوم اجتماعی.
جیکوبز، جین (۱۳۸۶)، مرگ و زندگی در شهرهای بزرگ آمریکایی، ترجمه حمیدرضا پارسی_ آرزو افلاطونی، تهران، دانشگاه تهران.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code
تلگرام